مرتضى راوندى
363
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
وظيفه دينى قايل است ، عامهء بىخبر بايد دين را به همان صورتى كه هست بپذيرند ، زيرا رعايت مقررات مذهبى ، براى حفظ نظامات اجتماعى ضرورى است . ولى دين فيلسوف و متفكر ، دين عقل و برهان است كه به وسيلهء آن مىتوان به مدارج عالى رسيد و سرانجام در زندگى و در ازليت عقل فعّال شركت جست . ابن رشد با فقهاى قشرى موافق نبود ، همانطور كه آنان نيز دشمن بىامان او بودند . آوازهء ابن رشد ، پس از مرگ وى ، يك چند ، خاموشى گرفت ولى از دورهء رنسانس ، يعنى از قرن دوازدهم و سيزدهم ميلادى تا قرون اخير ، آثار فلسفى و طبّى او مكرّر طبع و منتشر گرديد ، و در بيدارى افكار عمومى مؤثر افتاد . به همين جهت كليساى كاتوليك با پارهاى از آثار و افكار او به مخالفت برخاست ، « لويجى رنالدى » دربارهء او مىنويسد : « برترى مسلمانان بر ما اين است كه آنها ما را با بسيارى از فلاسفهء يونان آشنا كردند . حكماى جهان اسلامى ، در نهضت فلسفى مسيحيان تأثيرى بسزا داشتند و ابن رشد بزرگترين مترجم و شارح نظريّات ارسطوست ، از اينرو در نزد مسلمانان و مسيحيان مقامى ارجمند دارد . نبايد فراموش كنيم كه او ابداعكنندهء روش « انديشهء آزاد » است . او به فلسفه عشق مىورزيد و فريفته و عاشق « علم » بود و به آن دو اعتقاد راسخ داشت و براى شاگردانش با شور و شعف فراوان درس مىگفت . آخرين كلمات او اين بود : تموت روحى بموت الفلسفه . » « 1 » دوران ابن رشد در پايان اين بحث ذكر اين نكته ضرورى است كه در عهد ابن رشد تعصب و جمود در اسپانيا حاكم بود بهطورى كه علامه مقريزى مىنويسد : « همين كه گفته مىشد كه فلان شخص به فراگرفتن فلسفه مشغول است ، مردم جاهل او را زنديق و كافر مىخواندند و قبل از مداخلهء سلطان و حكومت ، چنين كسى را سنگسار يا در آتش مىسوزانيدند » . روحانيان مسيحى ، به آتش جهل دامن مىزدند ، چنان كه عدهيى از آنان در مجلسى كه در ديانا در سال 1311 منعقد گرديد ، بر نامشروع بودن كتابهاى ابن رشد و ابن سينا فتوى دادند . پس از غلبه مسيحيان به اسپانيا ، محكمه تفتيش مذهبى تشكيل گرديد ، و در جريان آن هشتاد هزار كتاب عربى را طعمهء حريق ساختند كه كتابهاى ابن رشد نيز در ميان آنها بوده است . آنچه از آثار ابن رشد در گوشه و كنار باقى مانده بود ، از قرن سيزدهم به بعد
--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 704 . همچنين نگاه كنيد به دايرة المعارف مصاحب ، ج اول ، ص 19 .